سلام دوستان

خوبین؟خوشین؟چه خبرا؟

چقدر دلم واسه شلوغ پلوغی قبلا اینجا دلم تنگ شده

شهادت امام رضا رو به تمام دوستداران اهل بیت تسلیت میگم

امام رضا میدونی چقدر دوست دارم هنوز عهدم رو بهت فراموش نکردم چقدر خوشحال بودم که به زودی به عهدم عمل میکنم اما چه شد!!!

امام رضا به جدت هم توسل کردم چرا جواب نگرفتم من پیش خدا آبرو ندارم شماها چرا حل نمیکنین مشکلمو

دیشب تو تلوزیون میگفت هرکی اگه از امام رضا کمک بخواد اون روشو پس نمیزنه پس چرا مشکل من حل نمیشه

هر روز که میگذره بیشتر تو این منجلاب گیر میکنم

خدایا خودت که شاهدی فقط میخواستم کمک کنم هیچ چیز دیگه نمیخواستم خدایا اگه کسی نمیدونه تو که خوب میدونی بخاطر تو اینکارو کردم پس چرا داره آبروی من میره و هیچ چیز واسه ثابت کردن حرفام ندارم

دیشب دوستی میگفت زهرا ببین زمان مردی و مردونگی تموم شد به هرکی محبت کنی از پشت خنجر میزنه

خدایا بهم ثابت کن این اتفاق نیفتاده خواهش میکنم دستمو بگیر

یا امام رضا امروز روز شهادتت هست شما یه کاری کن

خیلی درمونده ام خیلی

پ.ن.م1:از همگی دوستان التماس دعا دارم

پ.ن.م2:کسی فیلترشکن داره بهم بده میخوام برم فیس بوک

 پ.ن.م3:دلم واسه خطاطی و حتی داستان نویسی و ... تنگ شده اما دل و دماغ هیچ کاری ندارم


# نوشته شده توسط زهرا در سه شنبه 2 دی139313:19 |
سلام دوستان

خوبین؟خوشین؟هم من بی معرفت شدم که به خونه مجازیم سر نمیزنم هم اینکه شما یادی نمیکنید

پارسال مثل امروز اول ماه صفر بود و ما به سمت حرم امن الهی یعنی کربلا حرکت کردیم و روز 14 به سرزمین مقدس کربلا رسیدیم که تکه ای از بهشت هست

وقتی پاتو رو زمین کربلا میذاری حس عجیبی بهت دست میده اینکه روزی امام حسین قدم های مبارکش رو اونجا گذاشته

کاش میشد پیاده برم کربلا اما حیف که لیاقت این سفر نصیبم نشد و نمیدونم کی نصیبم میشه

چقدر این روزا دلم هوای حرم شش گوشه امام حسین رو کرده پارسال تو این روز شوق سفر رو داشتم و حالا درگیر مشکلاتی هستم که تو این روزا امید حل شدنش رو دارم مشکلی که واسه حل شدنش دست به دامان امام حسین هم شدم که مبادا آبرویی از کسی ریخته بشه

این روزا بیشتر از هر روز دیگه دلگیرم

دیدن و شنیدن خبر زائران و حتی حلالیت طلبیدن از من موجب میشه بیشتر روحم اون سمت پرواز کنه

پارسال مئل فردا میرم سمت حرم حضرت ابوالفضل و اجازه ورود به حرم امام حسین رو میگیرم چقدر دوست داشتم امسال هم اونجا بودم چقدر دوست داشتم باز طلبیده بشم حتی حس میکنم امام حسین ازم دلگیره

این روزا هیچی سرجاش نیست مضطرب و دلگیر و عصبی هستم

خیلی دعام کنید

پ.ن.م1:صدیقه جان  دوست گلم تولدت مبارک ایشالا 120 ساله بشی

پ.ن.م2:پیشاپیش روز 15 آذر روز جهانی حسابدار اول به خودم بعد به حسابداران گرامی تبریک میگم


# نوشته شده توسط زهرا در پنجشنبه 13 آذر139313:59 |
سلام دوستان

خوبین؟خوشین؟

دلم واسه نوشتن اینجا تنگ شده دلم تنگ تا از ناراحتی و شادی هام بگم اینجا خونه مجازی من بوده و هست و خواهر بود خانه مجازی تولدت مبارک

امروز تولد وبلاگمه امروز وبلاگ من میشه 7 ساله

هفت سال نوشتم و نوشتم از تمام خاطرات خوب و بد از اتفاقات

تو این هفت سال با خیلی ها دوست شدم دوستی هایی که شاید به عمرم هم نمی دیدم و خیلی از دوستی ها هم از هم پاشیده شد خیلی از دوستی ها با بستن وبلا تموم شد و خیلی ها هم با بسته شدن وبلاگشون هنوز این دوستی ها ادامه داره تو این هفت سال خیلی ها اومدن اینجا درد و دل کردن و منم حرفای دلمو واسشون زدم

خلاصه اینکه دنیای مجازی من وبلاگ دوست داشتنی ام تولدت مبارک ................................ پی نوشت 1: رفتم مشهد هرچند که کم بود اما چون روز تولد اونجا بودیم امام رضا ما رو واسه ناهار دعوت کرد واقعا نمیدونین چقدر خوشحال شدم خیلی خیلی پی نوشت 2:واسه همه دوستان دعا هم کردم پی نوشت 3:یه روز هم ساری بودم که واقعا بهم خوش گذشت حیف که حالم بد شد و بعد تهران که اونم خیلی خوش گذشت چون دوستای گلمو دیدم مریم جون و فاطمه جون ممنون که اومدین پی نوشت 4:ماه مهر هم شد و چقدر روزها تند تند میگذره و من چقدر دلم هوای مدرسه رو کرده حتی خواب دیدم دارم میرم دانشگاه دلم واسه درس خوندن تنگ شد واقعا حیف اون روزا و خوشی های اون روزا دانشجوها و مدرسه های رو مهر بر شما مبارک


# نوشته شده توسط زهرا در سه شنبه 1 مهر139318:43 |
سلام دوستان

خوبین؟خوشین؟چه خبرا؟مسافرت رفتین؟

هر سال تو وبلاگم تولدم رو جشن میگرفتم اما امسال انگار کسی پیداش نیست کم کم باید در وبلاگ رو انگاری تخته کنم

پس خودم به خودم میگم زهرا جون تولدت مبارک

مگه بده خودمو تحویل گرفتم یه کم

10 شهریور سالروز میلاد یگانه دختر زهرا گلی رو به تمام دوستان وبلاگی تبریک میگم

این پست احتمالا بعد نوشت داره فعلا تا همینجا بسه

دوستان تشریف میارین کادو فراموش نشه لطفا

.....

البته پیشاپیش پست گذاشتم شاید بعد نباشم


# نوشته شده توسط زهرا در جمعه 7 شهریور139313:47 |
سلام دوستان خوبین؟خوشین؟

وای که این روز آخری چقدر سخت بود واسم هی میگفتم پس کی تموم میشه خسته شدم از بس بی خوابی کشیدم انگار روز آخری ساعت ها کش میومد اما دو شنبه شب همین که دیگه گفتم فردا عید هست و خوشحالی میکردم خبر از فردا نداشتم

دیروز صبح بعد نماز عید که یه کله خوابیدم عصر که بلند شدم یکدفعه یادم اومد هر روز این موقع ها بیدار میشدم و خودمو واسه رفتن به مسجد آماده میکردم یکدفعه دلم بدجور گرفتم بغض کردم دلم واسه تمام ربناهای افطار تنگ شد دلم واسه تمام سحرهای ماه رمضان تنگ شد دلم واسه تک تک لحظه هاش هرچند گاهی سخت بود تنگ شد خیلی دلتنگ شدم

گفتم خدایا منو بخاطر تمام گناهام بخشیدی؟خدایا مهمون خوبی بودم؟خدایا توشه جمع کردم؟

عید فطر بر همه دوستان و مسلمانان تبریک میگم

پ.ن.م1:ماه رمضان امسال هم گذاشت خدایا توفیق دیدن رمضان های دیگه هم به ما عطا کن

پ.ن.م2:دیروز سالگرد فوت دایی بود و چقدر جاشو خالی حس کردم...دوست جون شب قبل عید پیام داد پارسال چقدر واسه عید شوق و ذوق داشتم اما امسال خراب شد همه چی آخه بابا و داداشش فوت شدن و چقدر متاسف شدم مونده بودم چطور دلداریش بدم

پ.ن.م3:وایی که چقدر مراسم عقد و عروسی دعوتیم اجازه نفس کشیدن نمیدن که برم مسافرت

پ.ن.م4:آخه واتس آپ چه بلای بدی هستا به دوستان غیر واتس آپی فراموش کردم تبریک بگم تازه دیروز عصر یادم اومده و تبریک گفتم

 


# نوشته شده توسط زهرا در چهارشنبه 8 مرداد139313:28 |