سلام دوستان

خوبین؟خوشین؟

گاهی وقتا یاد گذشته آزارم میده و اشک به چشام میاره و گاهی شادم میکنه و خنده رو روی لبام میاره

زندگی قصه همین گذشته و حال و آینده و من همیشه سعی کردم به آینده فکر کنم تا به گذشته

چند روز پیش به دوست خیلی قدیمی زنگ زدم البته ناگفته نمونه که کارش داشتم تعجب کرد که شمارشو دارم و خیلی خوشحال شد منم از اینکه صداشو شنیدم خوشحال شدم

باز همین امروز که اومدم وبلاگم یه دوست واسم پیام گذاشته و باز خوشحال شدم چقدر خوبه حس کنی یکی یادت کرده واقعا حس خوبی به آدم دست میده

امسال هوا زودتر از موعد گرم شده و کم کم فصل بهار تو راهه حس میکنم باید یه رنگی به زندگیم بدم

پس پیش به سوی زندگی.....

پ.ن.م1:خیلی وقت بود اینجا چیزی ننوشته بودم و اگر نوشته بودم از غم نوشته بودم

پ.ن.م2:خدا رو شکر بخاطر داده هات و منو ببخش که ازت دلگیر شدم

پ.ن.م3:شروین کوچولوی ما داره بزرگ میشه و بسیار شیطون و زلزله شده وقتی دوره به شدت دلم واسش تنگ میشه وقتی نزدیکمه از بس اذیت میکنه میخوام از خونه بندازمش بیرون ولی خیلی خیلی دوسش دارم

الان هم دلم واسش تنگ شده


# نوشته شده توسط زهرا در چهارشنبه 22 بهمن139313:36 |
سلام دوستان

خوبین؟خوشین؟چه خبرا؟

چقدر دلم واسه شلوغ پلوغی قبلا اینجا دلم تنگ شده

شهادت امام رضا رو به تمام دوستداران اهل بیت تسلیت میگم

امام رضا میدونی چقدر دوست دارم هنوز عهدم رو بهت فراموش نکردم چقدر خوشحال بودم که به زودی به عهدم عمل میکنم اما چه شد!!!

امام رضا به جدت هم توسل کردم چرا جواب نگرفتم من پیش خدا آبرو ندارم شماها چرا حل نمیکنین مشکلمو

دیشب تو تلوزیون میگفت هرکی اگه از امام رضا کمک بخواد اون روشو پس نمیزنه پس چرا مشکل من حل نمیشه

هر روز که میگذره بیشتر تو این منجلاب گیر میکنم

خدایا خودت که شاهدی فقط میخواستم کمک کنم هیچ چیز دیگه نمیخواستم خدایا اگه کسی نمیدونه تو که خوب میدونی بخاطر تو اینکارو کردم پس چرا داره آبروی من میره و هیچ چیز واسه ثابت کردن حرفام ندارم

دیشب دوستی میگفت زهرا ببین زمان مردی و مردونگی تموم شد به هرکی محبت کنی از پشت خنجر میزنه

خدایا بهم ثابت کن این اتفاق نیفتاده خواهش میکنم دستمو بگیر

یا امام رضا امروز روز شهادتت هست شما یه کاری کن

خیلی درمونده ام خیلی

پ.ن.م1:از همگی دوستان التماس دعا دارم

پ.ن.م2:کسی فیلترشکن داره بهم بده میخوام برم فیس بوک

 پ.ن.م3:دلم واسه خطاطی و حتی داستان نویسی و ... تنگ شده اما دل و دماغ هیچ کاری ندارم


# نوشته شده توسط زهرا در سه شنبه 2 دی139313:19 |
سلام دوستان

خوبین؟خوشین؟هم من بی معرفت شدم که به خونه مجازیم سر نمیزنم هم اینکه شما یادی نمیکنید

پارسال مثل امروز اول ماه صفر بود و ما به سمت حرم امن الهی یعنی کربلا حرکت کردیم و روز 14 به سرزمین مقدس کربلا رسیدیم که تکه ای از بهشت هست

وقتی پاتو رو زمین کربلا میذاری حس عجیبی بهت دست میده اینکه روزی امام حسین قدم های مبارکش رو اونجا گذاشته

کاش میشد پیاده برم کربلا اما حیف که لیاقت این سفر نصیبم نشد و نمیدونم کی نصیبم میشه

چقدر این روزا دلم هوای حرم شش گوشه امام حسین رو کرده پارسال تو این روز شوق سفر رو داشتم و حالا درگیر مشکلاتی هستم که تو این روزا امید حل شدنش رو دارم مشکلی که واسه حل شدنش دست به دامان امام حسین هم شدم که مبادا آبرویی از کسی ریخته بشه

این روزا بیشتر از هر روز دیگه دلگیرم

دیدن و شنیدن خبر زائران و حتی حلالیت طلبیدن از من موجب میشه بیشتر روحم اون سمت پرواز کنه

پارسال مئل فردا میرم سمت حرم حضرت ابوالفضل و اجازه ورود به حرم امام حسین رو میگیرم چقدر دوست داشتم امسال هم اونجا بودم چقدر دوست داشتم باز طلبیده بشم حتی حس میکنم امام حسین ازم دلگیره

این روزا هیچی سرجاش نیست مضطرب و دلگیر و عصبی هستم

خیلی دعام کنید

پ.ن.م1:صدیقه جان  دوست گلم تولدت مبارک ایشالا 120 ساله بشی

پ.ن.م2:پیشاپیش روز 15 آذر روز جهانی حسابدار اول به خودم بعد به حسابداران گرامی تبریک میگم


# نوشته شده توسط زهرا در پنجشنبه 13 آذر139313:59 |
سلام دوستان

خوبین؟خوشین؟

دلم واسه نوشتن اینجا تنگ شده دلم تنگ تا از ناراحتی و شادی هام بگم اینجا خونه مجازی من بوده و هست و خواهر بود خانه مجازی تولدت مبارک

امروز تولد وبلاگمه امروز وبلاگ من میشه 7 ساله

هفت سال نوشتم و نوشتم از تمام خاطرات خوب و بد از اتفاقات

تو این هفت سال با خیلی ها دوست شدم دوستی هایی که شاید به عمرم هم نمی دیدم و خیلی از دوستی ها هم از هم پاشیده شد خیلی از دوستی ها با بستن وبلا تموم شد و خیلی ها هم با بسته شدن وبلاگشون هنوز این دوستی ها ادامه داره تو این هفت سال خیلی ها اومدن اینجا درد و دل کردن و منم حرفای دلمو واسشون زدم

خلاصه اینکه دنیای مجازی من وبلاگ دوست داشتنی ام تولدت مبارک ................................ پی نوشت 1: رفتم مشهد هرچند که کم بود اما چون روز تولد اونجا بودیم امام رضا ما رو واسه ناهار دعوت کرد واقعا نمیدونین چقدر خوشحال شدم خیلی خیلی پی نوشت 2:واسه همه دوستان دعا هم کردم پی نوشت 3:یه روز هم ساری بودم که واقعا بهم خوش گذشت حیف که حالم بد شد و بعد تهران که اونم خیلی خوش گذشت چون دوستای گلمو دیدم مریم جون و فاطمه جون ممنون که اومدین پی نوشت 4:ماه مهر هم شد و چقدر روزها تند تند میگذره و من چقدر دلم هوای مدرسه رو کرده حتی خواب دیدم دارم میرم دانشگاه دلم واسه درس خوندن تنگ شد واقعا حیف اون روزا و خوشی های اون روزا دانشجوها و مدرسه های رو مهر بر شما مبارک


# نوشته شده توسط زهرا در سه شنبه 1 مهر139318:43 |
سلام دوستان

خوبین؟خوشین؟چه خبرا؟مسافرت رفتین؟

هر سال تو وبلاگم تولدم رو جشن میگرفتم اما امسال انگار کسی پیداش نیست کم کم باید در وبلاگ رو انگاری تخته کنم

پس خودم به خودم میگم زهرا جون تولدت مبارک

مگه بده خودمو تحویل گرفتم یه کم

10 شهریور سالروز میلاد یگانه دختر زهرا گلی رو به تمام دوستان وبلاگی تبریک میگم

این پست احتمالا بعد نوشت داره فعلا تا همینجا بسه

دوستان تشریف میارین کادو فراموش نشه لطفا

.....

البته پیشاپیش پست گذاشتم شاید بعد نباشم


# نوشته شده توسط زهرا در جمعه 7 شهریور139313:47 |